تبلیغات
من و او - ارتباط ها 2
 

ارتباط ها 2

نوشته شده توسط :خانم آ !
دوشنبه 3 شهریور 1393-10:07

پنج شنبه گذشته اومد شهر ما و شب با هم بیرون بودیم(همکار هستیم ولی کارهامون مجزاست و شرکت توی جاهای مختلف کارهای مختلف داره)
شهر ما رو اصلا بلد نبود و کلی توی خیابونا باعث خنده شد چون گاهی یه مسیر رو دوبار رفتیم و البته منم چون تنهایی زیاد جایی نمیرم و ماشین هم از خودم ندارم خیابونهای پیچ در پیچ و گیج کننده رو بلد نیستم!!
رستوران رفتیم و یه پارک هم رفتیم و پیاده روی کردیم...
شب حدود 10 و نیم رسوندم دم خونه.

هیچ حسی بهش پیدا نکردم
فرداش همه انرژیمو جمع کردم و  با یه لحن قاطع بهش گفتم من همه تلاشمو کردم ولی احساسی بهت ندارم. جوابم منفیه...
بچه بازی در آورد و گفت اگه بهم جواب رد بدی به زندگیم پایان میدم و ...!!
ناراحت شدم و گفتم این حق منه... زورکی که نمیشه...
اون روز مرتب زنگ میزد و اس ام اس میداد... واقعا کلافه شدم... دست آخر هم گفت من به هیچ وجه کوتاه نمیام و اگه شده تا یک سال دو سال یا 10 سال هم منتظر می مونم!! چی بگم...
گفتم باشه ولی من فکر نمیکنم هیچ وقت حسی بهت پیدا کنم... گفت من تلاشمو میکنم!

فردای اون روز زنگ زد و عذرخواهی کرد و گفت برای حرفهای که زدم شرمنده ام تو حق داری هر تصمیمی بگیری ولی من کنار نمیرم به این سادگیا!

خانواده و عموش از ماجرا خبر دارن (پدرش فوت کرده وقتی خودش پنجم دبستان بوده و از اون موقع عموش سرپرستشون بوده)
عمو و خانوادش میگن بذارین خونتون بیایم و صحبت کنیم ولی تا وقتی خودم دوسش ندارم چجوری میتونم یه سری ادم دیگه رو وارد ماجرا کنم!!!

از بس اصرار کرد یه عکس دیروز براش ایمیل کردم. گفت میخوام به مادرم نشون بدم... گفتم البته بهشون بگو که اصلا قطعی نیست...
الان اس ام اس داده که عکس رو پرینت گرفتم و  روی دیوار اتاقم چسبوندم...

خیلی سرد باهاش برخورد میکنم و حتی گاهی با لحن تمسخر باهاش صحبت میکنم و توی ذوقش میزنم با این حال هیچ تاثیری روش نداره!
دلم براش میسوزه گاهی... ولی یدفعه ای به خودم میام و میگم دیدی محمد چطوری دل تو رو شکست... نباید دلت بسوزه... دوست داشتن که زورکی نیست...



سه شنبه 8 مهر 1393 22:10
سلام عزیزم..
خوب كردی ردش كردی
پاسخ خانم آ ! : سلام عزیزم...
میبینم که همه بدشون اومد
معرفی نفرمودید چرا
نسیم
یکشنبه 23 شهریور 1393 14:53
من خوانندت بودم از خیلییییییی وقت پیشاااا

ولی خواننده خاموش
پاسخ خانم آ ! : خواننده خاموشا رو باید خفه کرد
نسیم
شنبه 22 شهریور 1393 18:54
وااااای

خیلی خوشحال شدم دیدم داری دوباره مینویسی....

پاسخ خانم آ ! : سلام نسیم خانوم
جدی؟؟ مرسیییییییییییی
شما مگه خواننده بودی؟
maede
دوشنبه 17 شهریور 1393 18:10
khobi??????
kojai???
delam vasat 1 rize shode....
midonam midonam bi marefat manam rom siyahe dar hade haji firoz....
پاسخ خانم آ ! : سلااااااااااام
چطو مطوری؟
قربونتتتتتت
سلام
یکشنبه 9 شهریور 1393 11:49
به به..خانم خانوما..چه عجب..اومدی بنویسی یا میخوای بری تا شش ماه بعد..اینهمه اتفاق افتاده بود و به من نگفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟منو بگو فك كردم درگیر كاری فقط!!
ابری سابق
پاسخ خانم آ ! : سلاااااااااام
رفتی که بیای هااا
معلوم هست کجا غیبت زد؟؟؟ واقعا که...
باور کن من درگیر کارم فقط ملت درگیر چیزای دیگه ان خب!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین نوشته ها:


دوستانم:


پیوندهای روزانه:


نویسنده:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox